وضعيت پارامترهای بيوشيميايی در درجات مختلف كمبود ويتامين D
هاشمي پور سيما - اردشيرلاريجاني محمدباقر* - باستان حق محمدحسن - سلطاني اكبر - جوادي ابراهيم - شفايي عليرضا - اديبي حسين - برادرجليلی رضا
* تهران، خ کارگر شمالي - بيمارستان دکتر شريعتي - طبقه پنجم مرکز تحقيقات غدد درون ريز و متابوليسم - دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتي درماني تهران
مقدمه: ويتامين D عنصري اساسي جهت تنظيم سطح سرمي کلسيم، فسفر و آلکالن فسفاتاز است. معمولا از تغييرات کلسيم، فسفر و آلکالن فسفاتاز بعنوان معياري غير مستقيم براي تشخيص کمبود ويتامين D استفاده مي شود. مطالعه فعلي به بررسي وضعيت پارامترهاي بيوشيميايي مذکور در درجات مختلف کمبود ويتامين D مي پردازد.
مواد و روشها: در اين مطالعه 1210 نفر از افراد 69-20 ساله شهر تهران بطور تصادفي انتخاب شدند. ابتدا سطح سرمي 25- هيدروکسي ويتامين D، کلسيم، فسفر، آلکالن فسفاتاز و PTH اندازه گيري شد. سپس وضعيت پارامترهاي بيوشيميايي مذکور در درجات مختلف کمبود ويتامين D مقايسه گرديد.
نتايج: بطور کلي 79.6% افراد مورد مطالعه مبتلا به کمبود ويتامين D بودند (درجات مختلف کمبود ويتامين D: شديد يا گروهI ، متوسط يا گروه II، خفيف يا گروه III). PTH سرم در گروههاي III,II,I بطور معني دار از PTH گروه ويتامين D نرمال (گروه IV) بيشتر بود. کلسيم و فسفر سرم در گروههاي I و II بطور معني داري از گروههاي III و IV کمتر بود. آلکالن فسفاتاز سرم در گروههاي مختلف کمبود ويتامين D تفاوت معني دار نداشت. حساسيت وجود حداقل يک اختلال بيوشيميايي (از سه پارامتر کلسيم، فسفر، آلکالن فسفاتاز) براي تشخيص موارد شديد، متوسط و ضعيف کمبود ويتامين D به ترتيب 24.2%، 13.8% و 6% بود.
نتيجه گيري: هنگامي که?? (OH)D سرمي به کمتر از nmol/l 25 مي رسد، تاثيرات کمبود ويتامين D بر پارامترهاي کلسيم و فسفر آغاز مي شود. آزمايشهاي بيوشيمي معمول (کلسيم، فسفر، آلکالن فسفاتاز)، از حساسيت کافي براي تشخيص کمبود ويتامين D برخوردار نيستند.
برای دریافت متن کامل بر روی لینک زیر کلیک کنید .
http://s4.picofile.com/file/7891992468/biochemistrybranch_blogfa_com_paper4.pdf.html
وبگاه جامع بیوشیمی مفتخر است که به عنوان برترین و به روزترین تارنمای بیوشیمی کشور در اشاعه شناخت ظرفیتهای این رشته گام برمیدارد.